احمد بن محمد حسينى اردكانى

75

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

فقر انقياد و تسليم و سجدهء تحيّت و تعظيم در موقف اقدس كعبه آسا به كلك كتابت‌نگار عجز و افتقار ، و شرف صوامع مسامع ، و غرف حظاير ضماير سكّان اركان سدّهء سنيّه ، كه آسمان در عرض خود به خاكش ملتجى است ، مىنگارد و معروض موقف افادت و مشهود مجلس افاضت مىدارد كه حسن ارادت و اعتقاد و كمال مودّت و اتّحاد اين كمينه نسبت به مقيمان آن آستان كه معتصم ارباب شوق و طلب و ملتثم اصحاب علم و ادب است مفتقر به زيور خطّ و خال الفاظ و عبارات نيست ، حقّا كه حقيقت كميّت شوق و اخلاص محاط به نسب علميّه نمىگردد و كيفيّت خلّت و اختصاص كما هو حقّه در حيّز تحرير و تقرير نمىآيد ، چه احاطهء متناهى به غير متناهى امرى است ممتنع التّيسير و ادراك امور وجدانى كيفيّتى است متعذّر التّعبير . قلم را آن زبان نبود كه راز عشق گويد باز * وراى حدّ تقرير است شرح آرزومندى فأسأل اللّه نيل الاتّصال و أعوذ به من ويل الانفصال ، و اللّه على صدق ما نقول خبير ، و بإجابة ما سئل منه جدير . اگر چه از راه صورت مسافت مكانى حاجز كعبهء مقصود گشته و به اين سبب انواع تفرقه و اصناف الم به خاطر محزون رسيده ، ولى هميشه مشام جان به روايح افادات علميّه كه از حريم گلشن معانى مىوزد معطّر ، و ظلمت‌آباد طبيعت به لوايح افاضات عليّه كه از سپهر باطن قدس موطن مىتابد منوّر بوده ، و زمان زمان نسيم توجّه خاطر فيّاض رياض قابليّت طالبان را طراوت افزوده ، و نفس نفس رشحات التفات ضمير آفتاب تأثير مزرع استعداد مستمندان را زينت داده . لاجرم اكثر اوقات خود را ، بعد اقامهء ما يجب على العباد و يستحبّ من وظائف العبوديّه و رواتب التّعبّد ، به تدرّب مقاصد قدما و تتبّع مآثر علما مشغول گشته ، خدمت معارف دينيّه و ملازمت علوم حقيقيّه را مورث هدايت و نجات و مثمر ارتفاع درجات ساخته است و به قدر همّت و قابليّت خود از هر خرمنى خوشه‌اى و از هر سفره‌اى توشه‌اى گردآورده ، و به آنچه مقدور ذهن كليل و خاطر عليل بوده در آن وادى طريق سعى و اجتهاد سپرده در دفع و رفع منوع و نقوض و معارضات وارده بر تركيب و عبارات قوم ، مثل شفا و اشارات ، سخنى چند روى داده ، و راه تصرّفى چند در تلخيص و تحقيق مقاصد ايشان بر روى